گروه: اجتماعی
شماره روزنامه:3542
تاریخ :1399/09/15 ساعت 10:19:16
تعداد بازدید: 208
دهن کج به سلامتی
email pdf word plus minus reset color
هدی عطایی

عکس اصلی خبر

خبر اعمال محدودیت های جدید کرونایی که از اول آذرماه لازم الاجرا شده بود به گوش همگان رسید.وقتی اینگونه خبر از محدودیت های چشم گیر می شنوی،ناخودآگاه اعمال محدودیت هایی سفت و سخت درکشورهای درگیر کرونا چون ووهان چین درذهنم تداعی کرد.آن زمان که ویروس ناشناخته ی کرونا تمام شهر ووهان را فراگرفته بود و دولت چین برای جلوگیری از سرایت آن به دیگر شهرهای خود ناچار شد این شهر را به شدت در محاصره قرنطینه درآورد تا هم فشار بر کادر درمانش را که روزهای متمادی نفس گیر، برای بهبودی بیماران تلاش می کردند کاهش دهد و هم زنجیر انتقال ویروس را قطع کند.خرسند از تصمیم دولت با طلوع خورشید پرده اتاقم را کنار زدم تا منظره بیرون را برانداز کنم . خبری از آن ازدحام اول وقت که برای خرید تره بار یا دیگر اقلام غذایی می آمدند و بیشترشان ماسک نداشتند،نبود! با خود گفتم چه خوب مردم به این پویش همگانی پیوسته اند.خبرها را که بررسی کردم حکایت از همین رضایتمندی در نزد مسوولان و اصناف استان داشت و مملو ازشوق و شعف پیروزی در این پویش !.... از آن پس شهرهم تقریباً خلوت شده بود.از کوچه که می گذشتم سکوت آن ترا به فکر فرو می بُرد؛ پس خبرها و رضایت مندی مسولان درست است!چند گامی که جلوتر میروم صدای چند نفر توجهم را به خود جلب کرد که از کرکره نیمه پایین مغازه با در دست داشتن بسته های خرید یواشکی، به بیرون هدایت می شدند و جلوتر مغازه ای دیگر ...! بازار تره بار هم به شکلی دیگر،نقش این داد و ستد کرونایی را ایفا می کرد.به محل کارم که رسیدم گفتم دست به قلم شوم و از مشاهداتم بنویسم؛ احتمالاًخبرهای خوبی برای اعمال محدودیت های کرونایی خواهد بود و با این رفتار حتماً زنجیره انتقال ویروس کرونا خواهد شکست و کمتر شاهد دست و پنجه زدن مردم سرزمینم با این ویروس و آمار مرگ و میر بالا و به سوگ نشستن از دست دادن عزیزان خواهیم بود! عصرکه به منزل بر میگشتم در راه دیدم که خودرویی پلاک شخصی از میان خیل تاکسی های به صف ایستاده ،کنارم ترمز کرد و با لهجه ای که بدلیل نداشتن ماسک آشکاربود از اهالی استان کرمان است، گفت دربست میری؟ کروناست ها... دربست؟! چند قدم جلوتر ....  تا به خیابان معروف سید جمال برای خرید چند قلم دارو رسیدم!چه خبره اینجا! انگار این خیابان از محدودیت های کرونایی معاف شده بود! تمام پیاده روهای خیابان از دو طرف بساط پهن کرده بودند و عابران با مشکل خود را از این سمت پیاده رو به آن سمت می رساندند.این رفتار را که دیدم تمام افکارم ازقطع شدن زنجیره انتقال ویروس بهم ریخت.زیر لب درهم وبرهم حرف می زدم و رفتارهای پیش آمده را مرور میکردم که به ناگاه کسی در کنارم مثل اینکه چیزی شنیده باشد، درد دلش باز شد ؛اشاره به دست فروش ها داشت که صنوف را بستن و کسب و کارها را تعطیل ؛ مغازه ام 500 متر فضا داره که افراد با رعایت پروتکل ها خدمات میگرفتند و کمتر در معرض آسیب بودن و هم به کسب و کارمان می رسیدیم. اما اینجا را ببین ؟! آسیب به أصناف و مردم زدن و هم میدان بچرخ بچرخ کروناست. فرد دیگری که گویا می دانست از اهالی رسانه هستم گفت: برین توی اتوبوسهای دریایی عازم قشم ببینید در این هوای گرم و مرطوب چطور مسافران تنگ هم میشینن و بدون هیچ دستگاه تهویه هوا ،حتا کولر را روشن نمی کنند؛ تا تهویه ای اندک صورت گیرد و می گویند اجازه نداریم بخشنامه آمده کولر روشن کردن ممنوعه! انگار همه قرنطینه اند تا کرونا آزادتر بچرخه!قرنطینه دو هفته ای به پایان رسید که ره آورد چنین پویش هایی باید مورد بررسی و کنکاش مسولان قرار گیرد. ازمغازه داری که کرکره مغازه خود را به ظاهر پایین می کشد و پشت آن گوش به زنگ مشتری است و آنی که با رد شدن از کرکره نیمه بسته و ساختن جک معروف « کمرمان شکست از بس از زیر کرکره مغازه ها داخل رفتیم » تا مسافرکش هایی که حتا با بالا بردن نرخ خود باز هم مسافر اضافه سوار می کنند و یا آن بساط فروشی که از تعطیلی صنوف سوء استفاده کرده و بساط در پیاده رو پهن می کند تا به گفته خودش نان سر سفره خانواده اش ببرد باز همه و همه نشانه های این است که کرونا در این موقعیت پیش آمده جولان مرگ می دهد و هر روز جان صدها انسان ازاین سرزمین را به تاراج میگیرد. آری اینگونه می شود؛کشوری که ویروس را به سراسر دنیا صادرکرد با رعایت اصول قرنطینه و پروتکل های خود اکنون زنجیره انتقال ویروس را در کشورش از هم گسیخت تا خود را برای سال نو چینی اش مهیا کند ولی ما با بی توجهی و بی برنامه گی و سخره گرفتن و دهن کجی به سلامت خود ؛ تمام تلاش و هزینه ها برای إعمال سلامت را دور ریخته و چنین راه سلامتی را کج کرده و به بیراهه می بریم.


up email pdf word plus minus reset color
گروه: اجتماعی
شماره روزنامه: 3542
تاریخ :1399/09/15 ساعت 10:19:16
تعداد بازدید: 208
نظر دیگر کاربران درباره این خبر...
بدون اطلاعات
نظر شما چیست؟


شما کاربر محترم، با استفاده از فرم زیر می توانید نظر خود را برای روزنامه ارسال نمایید. نظر شما پس از تائید مسئولین روزنامه در همین قسمت قرار خواهد گرفت.
باتشکر
نــام: * متن نظر:
   
 
 
  
   
نام خانوادگی:  
رایــانـامـه:  
سایت/وبلاگ:  
محرمانه ماندن مشخصات  
 
کد امنیتی